خواجه محمد پارسا
7
شرح فصوص الحكم
هويدا ( 1 ) شد ، كه « اول ما خلق الله العقل » و جملهء معلومات صورت اين عقل آمد . و چون ذات ( 2 ) بارى را - جلّ ذكره - به اين ( 3 ) معلومات نسبت دهى ، جمله ( 4 ) صفات اين ذات ( 5 ) بود ، و ذات متعاليه را چون با هر يكى ازين صفات ( 6 ) نسبت اعتبار كنى ، اسمى از اسماى حق ظاهر گردد . و اين ( 7 ) ظهور در تنزّل از حضرت احديّت به حضرت واحديّت باشد ، كه حضرت دوم است ، و آن را حضرت الهيّت نيز نامند ( 8 ) ، و اين عالم را جبروت گويند ، و اين حضرت مبدأ ( 9 ) كثرات و حضرت اسماء ( 10 ) است . اول صفتى كه درين حضرت از بطون به ظهور پيوست ، « علم ( 11 ) » بود ، يعنى جميع اعيان درين حضرت ظاهر ( 12 ) گشت ، حضور ( 13 ) علمى و اسم عليمى ( 14 ) ظاهر شد . پس اقتضاى حكمت الهى را - جلَّت عظمته - به ترجيح ( 15 ) وجود اعيان ثابته بر عدم ، « ارادت ( 16 ) » خوانند ، و اسم ( 17 ) مريدى اينجا مفهوم گشت . پس علم حق به استواء ( 18 ) و استيلاء قرين شد ، براى ( 19 ) ايجاد اعيان قبل الوجود الخارجي ، اسم « قدير » پيدا آمد . پس ( 20 ) از مشاهدهء حق وجود اعيان ( 21 ) ثابته را قبل الظَّهور ، اسم بصيرى ظاهر ( 22 ) شد . پس اطلاع حق بر ملتمسات اعيان به زبان استعداد كه « ما را از بهر هر چه مظهر ( 23 ) و مظهر آنيم به ظهور رسان » ( 24 ) ، و قبول حق آن ملتمسات را « سمع » خوانند و
--> ( 1 ) آ : پيدا شد . ( 2 ) س : ذات متعاليه . ( 3 ) آ : با اين - ب : به آن . ( 4 ) ب : جمله صفات و نسبت - اعتبار كنى . ( 5 ) د : باشد ، س : باشند . ( 6 ) س : صفات و نسبت . د : نسبيّه . ( 7 ) ب : و بدايت اين ظهور . . . ( 8 ) د ، س : خوانند . ( 9 ) ب : مبدأ كثرت اسماست . ( 10 ) د ، س : اسماست . ( 11 ) س : عالم بود . ( 12 ) د ، س : حاضر شد . ( 13 ) آ : حضورى . ( 14 ) د ، س : علمى . ( 15 ) ب : ترجيح وجود . ( 16 ) آ : اراده . ( 17 ) ب : و اسمى مريدى در اينجا مفهوم گشت - د ، س : ازين جا . ( 18 ) د ، س : باستعلا . ( 19 ) د ، س : قرين شد ايجاد و اعيان را بر حال عدم و اين صفت را قدرت گفتند و اسم قديرى هويدا شد - ب : براى ايجاد اعيان در ارجال عدم - آ : براى ايجاد . . . ( 20 ) د ، س : آ ، ب : پس به واسطه . ( 21 ) د ، س : آ ، ب : اعيان را قبل الوجود الخارجي . ( 22 ) د ، س : آ . ب : پيدا آمد . ( 23 ) د ، س : هر چه مظهر آنيم . ( 24 ) آ : رسانيد .